دیزالو
در تلاش برای فهم جهان.
دنبالکردن امین1397
-
12 فروردین
شاعر سینما
آنجلوپولوس شاعر سینماست. در دالانهای خالی مانده از صدا، آنجا که سینهفیلان، مَست میشوند، همواره او را تقدیس میکنند. ابدیت و یک روز همان است که سالها پیش نامیدندش. شاعرانهای دلنشین، نما به نما، …
-
5 فروردین
دودها و آواها
تازگیها میرویم توی یکی از کافههای شهر؛ جای کثیفی است. مخصوص آنهایی که هر چیزی را امتحان میکنند لابد. مردم جمع میشوند برای تماشای فوتبال و اینجور چیزها. همیشه پر از دود است و سر و صدا و اصوات بد…
1396
-
10 بهمن
ما را نمیتوان یافت بیرون از این دو عبرت
دیروز والدن مریض شد، حالش ناخوش بود و امروز صبح تمام شد. یگانه حسی بین ما وجود داشت که خوب که فکر میکنم، شاید فقط در خوابهایم دیده بودمش. صبح با تب آغاز شد و آقای دکتر تا توانست قرص و کپسول نسخه ک…
-
29 دی
خب، آقای دمیل، حالا دوربین رو بگیر روم.
عصبانیام. کمتر پیش آمده مستقیم از دغدغههایم بنویسم. چون راجع به اینطور چیزها سخنی نمیرود و پنهاناند. سینما، تاثیرگذارترین مدیوم دنیاست، اما نه برای ما. گفتند جان فورد و هیچکاک خوباند؛ و ما هم سا…
-
16 آبان
We kill the flame
آدم همیشه به تمام شدهها فکر میکند و همین حین، چیزهای دیگری شروع میشوند. که قرار بر قوی بودنمان بوده، بر دوام و آزادی و تمام آن چیزهایی که خوباند؛ قرارها افسانه شدند و ما از خواب پریدههای رویا ند…
-
9 آبان
نقدی ظالمانه بر ظلمتها
«موقعیتهای تازه را به حساب نمیآورم؛ و قدیمیها را گم میکنم.» این شاید بهترین توصیف از روزهای تازه و شبهای پیشینم باشد. یکی دو جین آدم جدید، که ناگهانی و البته بیاجازه، وارد زندگیم شدهاند؛ موقع…
-
22 مهر
روزی روزگاری در اسپارتاک
در نهاییترین بخشهای فاوست، آنوقت که هلن نیست و نیست شده؛ چهار شبح بر فاوست پیر نازل میشوند. نیاز و گناه و درماندگی؛ و نگرانی. گوته چه میخواهد بگوید و جهانبینیش چه میشود، همهش در لحظاتی مات خ…
-
19 شهریور
دربارهی آفرینش
در نابترین لحظهی آفرینش، آنگاه که خالق، چیزی از وجود خود به مخلوق میدهد، جاودانگی جریان دارد. و نوابغ در چنین زمانی دریافته میشوند. به نظر میرسد خلق کردن، کهنترین پارادوکس جهان ماست. جهانی فانی…
-
14 شهریور
کاما و نقش آن در فردیّت (۳)
وقتی آنقدر نمینویسی که کلمات به بالای ابرویشان بر میخورد و میروند؛ پشت سرشان را نگاه هم نمیکنند، میمانی همانجا که بودی. آرام، ساکت، منتظر؛ مثل من. فکر میکنم بیماریست. همین که آدم دنیایی که س…
-
25 مرداد
How long does it last
که پرواز را برای درنوردیدن تو ساخته باشند؛ که مدام راه را گم کنیم و هی برسیم و بعد تعجب کنیم از آن همه ترس؛ از فلج شدگیهایمان. از سفرهای بیابان و ستارهها که روشن میمانند انگار. علامت میدهند و ما ج…